BabAyE BaRo0n...تو میروی و من میمانم بادنیایی ازخاطرات |
قانون سوم نيوتن ميگه :
هيچ چيز از بين نمي رود ، فقط از حالتي به حالت ديگر تبديل مي شود .
تراشه هاي مداد رنگي فكر مي كردند از بين رفته اند اما غافل از آن كه فضايي را براي صورتك هاي خندان در زندگي ، دوباره ايجاد كردند .
چه هنرمندانه مرگ مي تواند تولدي ديگر باشد.
زنی به پناه شانه های مردانه تو دل سپرده است ...
تو به كشف اندام زنانه او چشم دوخته ای ....
-جايی ديگر-
مردی به مهر و عاطفه زنانه تو دل سپرده است ...
تو با ماشين حساب به جان دارايی او افتاده ی ...
-برميگرديم به ابتدا-
چرا خوب با خوب نه!
چرا بد با بد نه!
چرا خوب با بد ؟!
مگه نه اينكه ميگن... خلايق هرچه لايق!؟!!
مثل کبریت کشیدن در باد، زندگی دشوار است
من خلاف جهت آب شنا کردن را،
مثل یک معجزه باور دارم
آخرین دانهی کبریتم را میکشم در این باد
هرچه بادا باد...
ما عــادت کـردیـم وقـتـی تـوی خــونـه فــیـلم مـی بـیـنـیم ،
تمام که شد و بـه تـیتـراژ رسـید
دسـتـگاه رو خـامــوش مــی کـنـیـم...
یـا اگــه تـوی ســیـنما بـاشــیم ســالـن رو تــرک مـی کــنـیم .
مـا تـوی زنــدگـیـمون هـم هـیـچ وقــت کــســانی
کــه زحــمـت هـای اصــلـی رو بــرای مــا می کشن نـمی بـیـنیم ،
ما فـــقـط کــســانـی رو دوســت داریـم بـبـینـیم
کــه بــرامـون نـقـش بــازی مـی کـنن!
وقتي گريه ميکني ؛
همه ميگن ولش کن، بزار راحت باشه ....
اما وقتي ميخندي ؛
همه ميان ميگن چي شده !؟
بگو ما هم بخنديم ... !!!
بگذاریـد و بگذریـد، ببینیـد و دل مبندیـد چشـم بیندازیـد و دل مبازیـد دیـر یا زود بایـد گذاشـت و گذشـت . . . « امـام علــی (ع)»
زخم ها هميشه خونريزي نمي كنند زخم ها هميشه ورم،چرك،عفونت نمي كنند گاهي مي شود كه يك زخم شكل يك لبخند تا هميشه روي لبت تازه مي ماند!
گفت خیلی میترسم؛
گفتم چرا ؟
گفت چون از ته دل خوشحالم ...
این جور خوشحالی ترسناک است…
پرسیدم آخه چرا ؟
جواب داد: وقتی آدم این جور خوشحال باشد
سرنوشت آماده است چیزی را از آدم بگیرد!
دیشب خدارو دیدم...
گوشه ای آرام میگریست...
من هم کنارش رفتم و گریستم...
هر دو یک درد داشتیم ...
" آدم ها...."
عجب از آدمایی، که نشانههایت را میبینند و انکارت میکند ... و عجب از تو که انکارشان را میبینی و مهربانی میکنی
ای کاش سه چیز در دنیا وجود نداشت : 1.عشق 2.غرور 3.دروغ آنوقت کسی مجبور نبود به خاطر عشق از روی غرور دروغ بگوید.
کسی را تحقیر مکن، شاید محبوب خدا باشد؛
شاید آخرین دیدارت با خدا در زمین باشد
آنچه نباید وابستگی نشاید،
ما را همه از برای خود میخواهند.
فقط اوست كه ما را برای خودمان می خواهد ..
همواره او را دوست داشت ودر قهرو آشتی از او جدا نشد.
خندم می گیرد از تقلایت ای دنیا که چگونه در پی آنی که زمینم بزنی.
ای دنیای پر از سراب این را بدان:
اگر تمام غم هایت را بر دلم فرو ریزی، هرگز در مقابلت کمر خم نخواهم کرد.
اگر تمام دردها و رنج هایت را بر سرم آوری، هرگز در مقابلت زانو نمی زنم.
اگر تمام سختی ها را زمینه راهم کنی، هرگز زندگی را در مقابلت نمی بازم.
اصلاهر چه خواهی کن، هر چه خواهی باش...
ولی همیشه این را بدان
من، خدا را دارم. اغلب فکر میکنیم اگر به یادکسی هستیم
وبا خاطره کسی زندگی میکنیم
منتی است برگردن او!
غافل از اینکه اگر به یادکسی هستیم
این هنراوست نه هنر ما زندگی سخت نیست
ما سختش میکنیم
عشق قشنگ نیست ما قشنگش میکنیم
دل ما تنگ نیست
ما تنگش میکنیم
دل هیچکس سنگ نیست
ما سنگش میکنیم
مــن کشــف کـرده ام!
ساده میگویم دوستت دارم . . .
دلت را تا همیشه به نگاهِ دلم بسپار عقل گفت : به مسافر دلبستن خطاست دل گفت همه رفتنی اند گله ای نیست فقط گاهی خاطره ها هستند که هجوم می آورند افسوس که عشق جاودانه نیست
اشکای یخیمو پاک کن، درای قلبتو وا کن « و دنیای ما چه بی رحم است...»
آنقدر چیزها اتفاق می افتد که نمی دانم از کدامشان شروع کنم. احساس می کنم در فیلمی بازی می کنم با حرکت تند. احساس می کنم زمان به سرعت می گذرد. شاید برای این است که روزها کوتاه و کوتاهتر می شوند. گویی از کنار لحظه ها می گذرم این روزها بدون اینکه آنها را زندگی کرده باشم. انسانی هستم سرما خورده با خوشمزه ترین غذا که در دهانش عاری از هر گونه مزه و طعمی است. همه چیز در ذهنم معلق است. در باره همه چیز میتوانم بنویسم و لی نمی دانم
چرا همیشه آنقدر طولش می دهم که دیر می شود و موضوع اهمیتش را از دست می دهد. آنوقت نوشتن می شود یک لیوان چای سرد که دیگر میل نوشیدنش را ندارم. حالت آدمی را پیدا می کنم که دیر سر قرارش رسیده باشد. چرا همیشه آنقدر طولش می دهم که دیر می شود و موضوع اهمیتش را از دست می دهد. آنوقت نوشتن می شود یک لیوان چای سرد که دیگر میل نوشیدنش را ندارم. حالت آدمی را پیدا می کنم که دیر سر قرارش رسیده باشد.
ایستادگی کن ، ایستادگی کن ؛ و ایستادگی کن … و به یاد داشته باش که لشکری از کلاغها جرات نزدیک شدن به مترسکی که ایستادگی را فقط به نمایش می گذارد ندارد . . .
ﺁﺭﺍﻣﺶ، ﻣﺤﺼﻮﻝِ ﺗﻔﮑﺮ درست است، اما گاهی ﺁﺭﺍﻣﺶ، ﻫﻨﺮِ ﻧﯿﻨﺪﯾﺸﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺍﻧﺒﻮﻩِ ﻣﺴﺎﺋﻠﯽ ﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺭﺯﺵِﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻥ را ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ...
گیله مرد میگفت : حرفها سه دسته اند : دسته اول : گفتنی ها ، دسته دوم : نوشتنی ها ، و دسته سوم : قورت دادنی و خوردنی ها و دم بر نیاوردنی ها دو تای اول سبک ات می کنند سومی سنگینت ... ![]()
به حرفهایی که میخواهی بزنی دقت کن ؛
گیله مرد میگفت : وارد دوره ی آخر الزمان شدیم و دوره ، دوره ی الک شدنه وای بر ما ؛ اگر خودمون رو از باد و هوای نفس پر کرده باشیم ... اگر از این الکها رد نشویم ؛ به یقین رد می شویم ... و به یاد داشته باشیم : اینجا هیچکس الکی الکی از هیچ الکی رد نمی شود ... ایمان می خواهد ...
بعضی روزها که به حد مرگ غمگینی یا حالت بد است،وقتی از تو می پرسند چرا؟ دیده اید حال آدم بدتر می شود؟چون نمی توانی توضیح بدهی چرا؟چون هیچ دلیل محکمه پسندی برای این حد از بد بودن نداری
شکستن دل،
به شکستن استخوان دنده میماند؛
از بیرون همهچیز روبهراه است، اما
هر نفس، درد است که میکشی . . . " برنت " |
|
[ طراح قالب: آوازک | Theme By Avazak.ir | rss ] |